روياي امدنت
همچو فردايي
تنم را مي اسايد
شايد اين بار بيايي
در كوچه هاي خلوت
صداي گامهايي
دل هر رهگذر را مي خرامد
انگار كه امده مولايي
در غروب تنهايي
گر تو هم نيايي
سنگيني بر دل مي ماند
محبوبم ، كجايي؟
حرفهای دل : خودم
+ نوشته شده توسط kazem در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 و ساعت
9:50 |

